سرویس سیاسی سراج24: شهید محمد مفتح، روحانی مبارز و مدرس پرشوری که که در حوزه و دانشگاه طلاب و فضلا و دانشجویان را به نحوی شایسته تربیت مینمود و در برنامههای درسی خود بحثهای اخلاقی و اجتماعی را برمبنای روشنگری جامعه شناختی اطراف خود قرار میداد. وی توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
-زندگینامه
شهید آیتالله دکتر محمد مفتح، در 28 خرداد 1307 هجری شمسی در خانوادهای روحانی و در فضایی معنوی و نورانی در شهر همدان چشم به جهان گشود و در دامان خانوادهای علاقمند و شیفته اهل بیت عصمت و طهارت پرورش یافت....
آیتالله مفتح که در زمان کودکی در دامان پدر پرورش یافته و احکام نورانی اسلام را از پدر عملاً آموخته بود در این دوران به فراگیری علوم اسلام علاقمند گردید و با حضور در مجلس درس پدر، ادبیات را نزد پدر فرا گرفت و مقدمات کمال در محفل گرم و نورانی پدر در وی بارور گردید.
-زندگانی اجتماعی و سیاسی
زندگی سراسر اندیشه و شور و معنویت مرحوم مفتح همواره با هدف اصلاح امت اسلامی توأم بود و برای رسیدن به کمال معنوی، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکرد. زمانی که در حوزه و دانشگاه به تدریس میپرداخت، طلاب و فضلا و دانشجویان را به نحوی شایسته تربیت مینمود و در برنامههای درسی خود بحثهای اخلاقی و اجتماعی را برمبنای روشنگری جامعه شناختی اطراف خود قرار میداد و آنها را علاوه بر فراگیری متون درسی، به تهذیب نفس و مبارزه با شیطان درون و همچنین به شناخت جامعه خود و خلاءهای موجود و پر کردن این خلاءها تشویق و ترغیب مینمود. در آن هنگام که در مواجهه با عموم طبقات جامعه، با رأفت و رحمت اسلامی و منطبق با حدود اسلامی در بالا بردن رشد معنوی جامعه و برآوردن نیازها و احتیاجات آنها در حد امکان و توان خویش فروگذار نبود; با مدیریتی قابل تقدیر در شکل دهی مبارزات مردمی و ایفای نقش فعال در سازماندهی و برنامه ریزی در کنار علامه شهید مرتضی مطهری و شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و تنی چند از روحانیون متعهد و مکتبی با الهام از فرامین حضرت امام توانست در هدایت مبارزات اسلامی نقش بسزایی داشته باشد.
وی درباره اهمیت هدایت امت اسلامی میگوید:
«ما در هر لباس و دارای هر پست و موقعیتی باشیم، وظیفهای سنگین به دوش داریم، و به حکم اینکه مسلمانیم باید در راه حفظ اسلام بکوشیم. مخصوصاً روحانیت امروز مسئولیتی خطیر به عهده دارد و باید برای این سه دسته «کنجکاو» و « بهت زده» و «عامل استعمار» وظیفه خود را انجام دهد.
روحانیت، مخصوصاً حوزه علمیه قم که قلب ایران است، این تکلیف مهم را احساس نمود. و علاوه بر دروس معمولی فقه و اصول، مطالعات و تحقیقاتی ریشه دار در قسمتهای دیگر مانند: تفسیر و فلسفه و کلام و همچنین ملل و نحل نمود. و آثار گرانبها و پرارزش منتشر کرده تا پاسخی مثبت و صحیح در برابر کنجکاویها و سؤالها داده باشد.»
وی به منظور توجه امت اسلامی به مطالعه و آشنایی جوانان با مبانی اسلامی میگوید: «بیش از هر چیز، امروز برای جوانان ما و امت اسلامی بپاخاسته ما، مطالعه در مکتب اسلامی و برنامههای اجتماعی اسلامی و ایدئولوژی اسلام لازم است.».
با این اندیشه و افکار بود که شهید دکتر مفتح زندگانی خود را وقف اسلام و مسلمین کرده و به جهادی وصف ناپذیر مشغول گردید. جهادی همه جانبه، جهادی که تمامی زوایای حرکت استعمارگران را در نظر گرفته و با تمام همت و قوای خویش، آنها را هدف گرفته تا بتواند راه را بر بداندیشان و کج اندیشان عرصه فرهنگ و سیاست ببندد.
حضور شهید مفتح در عرصههای نبرد با استعمار فرهنگی هر روز جلوههای مقتدرانهتری مییافت و وی در انسجام نیروهای مذهبی برای مقابله با این گونه استعمار تلاش بیشتری مینمود. وی ضمن ایستادگی و پایمردی در مقابل تهاجم فرهنگی بیگانگان، با بیانات و خطابههای متین و متقن برای نسل جوان و سخنرانیهای مختلف در مجامع گوناگون در درجه اوّل مردم را با فرهنگ غنی اسلامی آشنا میساخت و در ادامه، نیرنگهای استعمارگران را جهت اشاعه و رشد فرهنگ استعماری آشکار میساخت، و کمک شایانی به آماده ساختن نسل جوان برای پیوستن به صفوف کسانی که علیه طاغوت جهت ایجاد حکومت اسلامی مبارزه میکردند، مینمود.
-دیدگاه مقام معظم رهبری درباره شهید مفتح
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای درباره شخصیت وی و چگونگی تلاش بیریای او چنین میفرماید:
«شهید مفتح یکی از مظاهر فرهنگی بود که اسلام را در مرحله عمل به فردها، زاویهها و خلوتها محدود نمیکرد. اسلام را با همان شمول و همه جانبه بودنش در اعتقاد و عمل در معرفت و تحقیق میفهمید و به دنبال آن تلاش میکرد...»
«شهید مفتح در زندگی کم نمود و کم تظاهر، اما پرتحرک بود... از شهدای گرانقدر انقلاب چون مطهری، مفتح و بهشتی بایستی به عنوان شهدای ضدیت با التقاط نام برد، چون این عزیزان فضای حوزه را به محافلی از دانشگاه و خصوصاً به جمع دانشجویان منتقل کردند و لذا جریانهای التقاطی نمیتوانستند آنان را تحمل کنند.»
-دیدگاه شهید مفتح درباره استعمار
وی درباره استعمار و چگونگی مقابله با آن چنین میگوید:
«استعمار، استعمار است. دشمن، دشمن است. قدرتهای ضد خلقی و ضد انسانی و ضد بشری در شرق و غرب برای ما تفاوت نمیکند. ما یک منطق داریم و آن منطق، منطق اسلامی، و حرکت، حرکت اسلامی است. اینجا مرحله حساس حرکت است و خیلی ظریف است و خیلی هشیاری میخواهد.»
با وجود این گونه اندیشهها و اهداف بود که مرحوم آیت الله مفتح در سالهای 1342ـ 1340 از طرف امام (قدس سره) مأموریت یافت جهت آگاهی مردم به استان خوزستان مسافرت نماید. وی با حضور در شهرهای آبادان، اهواز، خرمشهر، با سخنرانیهای گرم و پرحرارت و خطابههای رسا و شورانگیز در کمترین زمان ممکن، وضعیت عمومی این شهرها را دگرگون نمود، تا آنجا که ساواک از بودن ایشان در استان خوزستان احساس خطر نمود. و از حضور ایشان در این استان ممانعت به عمل آورد. عکس ایشان را تکثیر کردند و به فرودگاهها و ایستگاههای راه آهن و شرکتهای مسافربری داده، ورود ایشان را به استان ممنوع اعلام کردند.
-حضور فعال در عرصه سیاست و مبارزه
با آغاز نهضت امام خمینی(ره) از ابتدای دهة 1340 شهید دکتر مفتح همچون دیگر شخصیتهای برجسته و شاگردان امام خمینی(ره) در صحنة سیاست حضوری فعال یافتند. ایشان در سال 1342 با مرحوم آیت الله حاج آقا روح الله کمالوند ارتباط داشته و همچنین در جریان محرم همان سال در آبادان بیش از همه، در مبارزه علیه رژیم شاه پیشقدم بود. از نظر منبر هم بیانی گرم و رسا و پرحرارت و جالب داشت.
در مسائل سیاسی بیپرده وارد میشد، و با مردم صحبت میکرد. در روزهای تاسوعا، و عاشورا آنچنان با حرارت صحبت میکرد که ساواک مانع از ادامة مجلس ایشان میشد. در جریان «جمعیت مؤتلفه » از اعضای روحانی و فکری تشکیلات به شمار میرفت. اعضای هیأت جمعیت مؤتلفه آقایان : شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی، آیت الله حاج شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، و شهید دکتر محمد جواد باهنر بودند.
پس از تبعید حضرت امام به عراق، چهرههای برجستة مبارزه و فکر حضرات آیات : شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح، حضرت آیت الله خامنهای، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی و.... بودند. پس از تصویب لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی، آیت الله مفتح از جمله روحانیونی بود که در منبرها به افشاگری میپرداخت و در شهرهای آبادان، اهواز، خرمشهر، دزفول... سعی در افشای ماهیت ضد اسلامی رژیم داشت.
به علّت فعالیتهای مستمر و پیگیر آیت الله مفتح و نقش والای وی در بیداری مسلمین و محبوبیت بی نظیر آیت الله مفتح در بین جوانان و فرهنگیان ایشان را به استان خوزستان ممنوعالورود اعلام کردند و بار دیگر ایشان را در شرایط سختی قرار دادند تا اینکه در سال 1347 آیت الله مفتح را از آموزش و پرورش قم اخراج کردند و ایشان را به نواحی بد آب و هوای جنوب ایران تبعید کردند. پس از انقضای مدت تبعید شهید مفتح مانع حضور وی در شهرستان قم گردیده در سال 1349 مجبور به اقامت در تهران گردید.
فکور ژرف اندیش و یار دیرین ایشان، مرحوم شهید مظلوم دکتر بهشتی از این دوران این گونه یاد میکند: «مرحوم دکتر مفتح یک طالب علم جدی و سخت کوش و یک مدرس موفق بودند و از سال 1341 که مبارزات اجتماعی و اسلامی امت قهرمان ما به رهبری امام و شرکت فعال و سازنده روحانیت اوج گرفت و نقطه عطفی پیدا کرد، ایشان در مبارزات شرکت داشتند. در خوزستان و در شهرهای مختلف سخنرانیهای مهیجی داشتند.»
حضور دکتر مفتح در تهران نقطه عطف و نقطة آغازین دیگری در زندگی وی به شمار میآید. حضور وی در تهران باعث گردید از یک طرف با شخصیتهای علمی و اندیشمندان اسلامی و از طرف دیگر با دانشجویان ارتباط نزدیک تری پیدا نماید و آمال و اندیشههای خود را در کنار همفکران خود محقق سازد. در همین سال به دعوت دانشکده الهیات در این دانشکده مشغول به تدریس گردید، و همزمان به دعوت «انجمن اسلامی دانشگاه تهران» به اقامه نماز جماعت در مسجد دانشگاه همت گمارد و جهاد اسلامی را از سنگر دانشگاه با اخلاص تمام همان گونه که معتقد بود ادامه داد.
آیت الله مفتح، دریایی مواج و چراغی فروزنده بود و فروزش این چراغ در دانشگاه، فروغ بیشتری یافت تا باعث گردید تدریس وی در جمع دانشجویان و سخنرانیهای وی در کانونهای دانشجویی آتش نهضت اسلامی را افروخته نماید.
رژیم شاه با محدود کردن مرحوم مفتح تصور میکرد میتواند اندیشه ایشان را نیز در قالب و خاستگاه خود درآورد و امکان مبارزه علیه رژیم را از ایشان سلب نماید، اما نمیدانست که اندیشه و تفکر را در محبس نمیتوان نگاه داشت..
حضور مرحوم آیت الله مفتح در تهران، خاصّه در محیط دانشگاه موجی را ایجاد کرد که یکی از اثرات پایدار آن پیوند میان روحانیت مقتدر شیعه و دانشجویان حقیقت طلب بود. موج حرکت و انقلاب بر مدار اندیشه و تفکر اسلام ناب محمدی که مرحوم مفتح و علامة شهید مرتضی مطهری در دانشگاه ایجاد کردند، باعث گردید نسل جوان گمشدههای خود را در محفلهای نورانی و گرم و صمیمی استاد شهید بیابند. از این رو جلسات سخنرانی مرحوم مفتح هر روز فشرده تر و پرجمعیت تر میگردید و استقبال جوانان از این مجالس به حدی بود که در ابتدا هیچکس تصوّر آن را هم نمی کرد. لذا آیت الله مفتح از این فرصت کمال استفاده را کرده و مبانی اسلامی را به نحو جامعتر و کاملتر مورد تحلیل و بررسی قرار میداد. وی معتقد بود: «در یک حرکت، در یک نهضت حتماً ایدئولوژی لازم است و باید باشد.»
و معتقد بود که این ایدئولوژی حتماً باید بر مبنای قوی و نیرومند فرهنگ غنی اسلامی باشد. لذا میفرمود: «انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، قوانین، اسلامی. حکومت و خلاصه مدار و معیار حرکت ما همه بر محور اسلام است.».
لذا جوانان را به سلاح نیرومند عقیده اسلامی مجهز نمود و چنین بود که زمینة بسیار ارزشمندی برای انقلاب اسلامی در نسل جوان پدید آورد. پیروزی انقلاب اسلامی را مرهون عمل به احکام متعالیه اسلامی میدانست. مرد اندیشه و مبارزه مرحوم آیت الله مفتح که حضور اجباری وی در تهران، برکت دیگر و توفیق دیگری در زندگی او بود باعث گردیده بود سنگر دانشگاه و سنگر مسجد را برای این مهم انتخاب کند. او که از هر فرصتی کمال استفاده را میبرد، هرگز اجازه نداد یک دقیقه از عمرش هدر رود، و گوهر ارزندة زندگیاش بیفایده بگذرد، بلکه حظّ وافر و بهرة فراوان از آن گرفت. از این رو، با حضور بیشتر در مساجد، همانگونه که از زمان آغازین ظهور اسلام، پایگاه مبارزه و رشد و تعالی اسلام بوده مسجد را پایگاه مبارزه خود قرار داد.
وی در مورد انتخاب مسجد به عنوان پایگاه مبارزه چنین بیان میدارد: «این انقلاب، از مراکز روحانی شروع، و در پایگاههای مساجد تقویت و به وسیلة ملت مسلمان پاینده شد.نجات ما، انقلاب ما در اثر اسلام بود و در ادامهاش و رسیدنش به پیروزی کامل باید در لوای اسلام باشد.» آیت الله مفتح، پس از مسجد دانشگاه به پیشنهاد برخی از بزرگان، در مسجد الجواد تهران حضور یافت، و این مسجد را مرکز فعالیتهای علمی و مبارزاتی خود قرار داد. وی با همکاری استاد شهید علامه مرتضی مطهری(ره) و شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر و دیگر دوستان کلاسهای متعددی در این مسجد منعقد نمود.
شهید مفتح در این کلاسها، مباحث اسلامی را با طرحی نوین و شکلی جدید مطرح نمود که مورد استقبال جوانان قرار گرفت. کلاسهای اسلام شناسی بخصوص کلاس تفسیر قرآن که توسط آیت الله مفتح به طور عالمانه و محققانهای تدریس میگردید، یکی از مباحث بسیار جذاب و قابل استفاده برای جوانان و دیگر اقشار جامعه بود. وجود این کلاسها و محیط شورانگیز و ساختمان جدید، سالن کتابخانه مسجد در محیط طاغوت زده آن روزگار، باعث گردید، این محل به محفل گرمی برای مباحثات علمی و پایگاهی برای مبارزه با رژیم ستم شاهی تبدیل گردد.
-مسجد قبا در سال 1357
آیت الله مفتح در سال 1357 مبارزات خود را گسترش بیشتری داد و مسجد را به عنوان بزرگترین سنگر مبارزاتی درآورد. در گزارش ساواک پیرامون مسجد قبا آمده است: «روز 1357/6/6 شیخ محمد مفتح پیشنماز مسجد قبا ضمن یک گفتگوی دوستانه با یکی از دوستانش اظهار داشت این شریف امامی کسی است که جواز مشروب فروشیها را امضأ میکرد! چطور شد که گربه زاهد شده است؟ در خاتمه گفته است فریب این برنامهها را نخورید منتظر امریه مرجع خودمان از نجف اشرف هستیم.» در سند دیگری دربارة مسجد قبا آمده است:
«ساعت 10 روز 1357/6/13 سخنرانی دکتر مفتح خاتمه یافت و جمعیت در ساعت 1:10 که تعداد آنها 13 الی 14 هزار نفر میشد و نامبرده در سخنرانی خود اظهار داشت ما هیچ کس را به عنوان سخنگوی روحانیون قبول نداریم به جز آقای خمینی و این خواسته را به خبرنگاران خارجی گفتیم و از مردم دعوت نمود روز پنجشنبه (57/6/16) را به عنوان همدردی با شهدا تمام مغازهها و بازارها را تعطیل نمایند و در خاتمه ضمن انتقاد از دولت و حکومت، مردم را به نظم و آرامش دعوت کرد و گفت : اکنون برنامهای نداریم. به خانههای خود برگردید.» رمضان سال 1357 بعد از قیام پرشور و خونین مردم در شهرهای قم، تبریز و یزد... بر درجه آگاهی و هوشیاری و همچنین سلحشوری مردم اضافه گشته بود و در مقابل، رژیم بسیار وامانده تر مشاهده میشد. از اولین شب ماه رمضان 57 در خیابانهای اطراف مسجد قبا جمعیتی بزرگ برای استماع سخنرانی و استفاده از برنامههای انقلابی جمع شده بودند.
مسجد قبا در آن شبها مرکز افشای توطئههای رژیم تا دندان مسلح و متجاوز شاه بود. تعویض کابینهها و روی کار آمدن مهرههای ماسونی و وابسته یکی پس از دیگری، به میدان آمدن جعفر شریف امامی نخست وزیر و رئیس و استاد اعظم لژ فراماسونری به عنوان مدافع روحانیت ! و مذهب! تبدیل تاریخ شاهنشاهی به هجری شمسی نمی توانست مردم هشیار و انقلابی را فریب دهد. جنایات عظیم رژیم در حادثة دردناک سینما رکس آبادان و افشاگری شهید محراب آیت الله صدوقی، تلاش شهید آیت الله مفتح پس از وقوع آن فاجعه دلخراش حضور خطیبان و وعاظ آگاه و انقلابی در مساجد، بالاخص مسجد قبا حضور مردم مشتاق و تشنه که حتی قبل از افطار به مسجد قبا میآمدند تا برای نشستن جایی داشته باشند. افطاری را در مسجد میخوردند و ساعتها منتظر شروع برنامهها میشدند و این در حالی بود که خیابانهای اطراف توسط پلیس و ارتش زور مدار شاه محاصره شده بود. اما قدرت ایمان، عشق به اسلام و اطاعت از ولایت بالاترین قدرتی بود که دشمن نمیتوانست درک نماید. آیت الله مفتح در این یک ماه مسجد را مقر فعالیت انقلابیون نموده بود و توانست تا شب عید فطر پذیرای جمعیت چند ده هزار نفری باشد.
-همگام با شیعیان لبنان
شهید مفتح دیدی وسیع داشت، او اسلام را با تمام ابعادش شناخته و درصدد تحقق آن بود. وی نه تنها به ایران بلکه به جهان اسلام و کلیه مسلمانان در مقابل دشمنان اسلامی میاندیشید. همزمان با اوجگیری فعالیتهای مسجد قبا، هنگامی که در جریان جنگهای داخلی لبنان، رژیم اشغالگر قدس با همکاری رژیمهای وابسته منطقه که برای سرکوبی شیعیان بپاخاستهی لبنان و فلسطینیهای مسلمان مقیم لبنان دست به اقدام زده بود، استاد مفتح اقدام به جمع آوری کمک برای جنگ زدگان لبنان نموده وی با سفر به لبنان و بررسی وضعیت شیعیان آن دیار به این نتیجه رسید که مهمترین علت عقب ماندگی شیعیان لبنان عقب ماندگی فرهنگی است. و با توجه به آنکه مراجع تقلید دیگر شیعه نسبت به اموری نظیر درمان و بیمارستان و... برای شیعیان اقدام نموده بودند، شهید مفتح دست به انجام امور فرهنگی برای شیعیان لبنان زد و برای این کار دو برنامه کوتاه مدت و دراز مدت طراحی نمود. اولین برنامه کوتاه مدت وی شامل تأمین مخارج تحصیلی کودکان شهدای لبنان بود و در این راه نیز موفق گردید مخارج پوشاک و غذای عده زیادی از بازماندگان شیعیان جنگ زده را تأمین نموده و راهی مدارس نماید.
از سوی دیگر و در راستای برنامه بلند مدت با همکاری امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان و رئیس مجلس اعلای شیعیان (که از همدرسان شهید مفتح در حوزه علمیه قم بودند) برای ایجاد مجتمع آموزشی شیعیان، اعلانات جمعآوری شده را به تهیه و خرید زمینی مناسب برای ایجاد آن مراکز اختصاص داد. دکتر مفتح همواره درصدد آن بود که در اوّلین فرصت با استفاده از امکانات دولت جمهوری اسلامی این مهم را به پایان برساند، که با شهادت ایشان موضوع همچنان بلا اقدام مانده است و امید است که دیگران راه را ادامه داده و به تربیت علمأ دین و دانشمندان علوم جدید در زمینههای دانشگاهی پرداخته و لبنان دارای افراد فراوانی از نیروهای متخصص و متعهد گردد.
در مورد وضعیت لبنان و اشغال قدس ایشان معتقد بود :
«در شناسایی اسرائیل هم غرب کمک کرد هم شرق. دولتهای شرقی و غربی هر دو اسرائیل را به رسمیت شناختند تا پایگاهی در داخل کشورهای اسلامی داشته باشند. برای اینکه مسلمانان نتوانند قد علم کنند حال میخواهند اسرائیل دومی در جهان اسلام به وجود آورند شما خیال میکنید برای چه سر و صدای لبنان نمیخوابد؟ برای تجزیه لبنان است میخواهند لبنان را به دو قسمت کنند یک قسمت مسیحی یک قسمت مسلمان چه خوابهایی که برای مسلمین دیدهاند و از قبل هم نقشه کشیدهاند.»
مسائل جهان اسلام و خصوصاً مسأله قدس برای ایشان آنچنان مهم بود که در اولین راهپیمائی روز قدس در سال 1358 قطعنامه سراسری راهپیمائی توسط این عالم فاضل نگاشته شده ایشان در بخشی از قطعنامه اعلام نمود:
«انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی اصالت خویش را با بالندگی و تحرک پرشکوه به اثبات میرساند. فرمان رهبر انقلاب بر برگزاری روز قدس که تجلیگاه همبستگی مسلمانان و همه آزادی خواهان جهان گردید گواهی روشن بر رشد و نقش گسترش رهبر ماست و مشتی محکم بر دهان استعمارگران شرق و غرب و صهیونیسم بینالملل و امیدی است برای همه مستضعفان و محرومان جهان.
اکنون در این مراسم پرشکوه به امید آن روز که نماز جمعه را به امامت امام خمینی در بیت المقدس برگزار کنیم.».
-سازماندهی و شکل دهی مبارزات مردم
آیت الله مفتح در سازماندهی و شکل دهی به مبارزات مردم نقش تعیین کنندهای داشت. پس از نماز عید فطر سال 57 (که در روز دوشنبه 57/6/13 به امامت ایشان برگزار گردید) بیش از پنجاه هزار نفر از مردم مسلمان و مؤمن تهران در زیر برق سلاحها و تانکها و سربازان تا دندان مسلح از قیطریه راهپیمایی بزرگی را آغاز نمودند. در همان راهپیمایی با توجه به اعلام شهید مفتح مبنی بر تعطیلی عمومی در روز پنجشنبه 16 شهریور در اعتراض به اقدامات رژیم پهلوی در به شهادت رساندن مردم مسلمان در ماه مبارک رمضان در شهرهای مختلف کشور، مردم قرار تجمع در قیطریه در ساعت 8 گذاشتند. در روز 16 شهریور 1357 زمینهای قیطریه توسط پلیس طاغوتی اشغال شده بود و مردم در کنار خیابان دکتر شریعتی منتظر ایستاده بودند که با ورود شهید آیت الله مفتح و حرکت به سمت جنوب خیابان جمعیت به یکباره به ایشان ملحق و راهپیمائی میلیونی دیگری آغاز و جمعیت با فریاد «نصرمنالله و فتح قریب » به راه افتادند و پس از چندی ارتش با استفاده از گاز اشکآور حمله وسیعی را در متفرق نمودن جمعیت نمود که با حضور شهید مفتح موفق به این کار نشدند و لذا در سه راهی دولت (شهید کلاهدوز) به آیت الله دکتر مفتح حمله و ایشان را بشدت مضروب نمودند و اثر کار بدان حد بود که در منزلی در همان حوالی بستری گردید. اما در همان حال فرمودند: «هدف مهم است نه شخص هر چند که من زخمی شدهام و دیگر امکان حرکت ندارم ولی شما در تعقیب هدفتان به راهپیمائی ادامه دهید».
راهپیمائی تا میدان آزادی ادامه یافت و با قرائت یک قطعنامه با تأکید بر رهبری امام خمینی و نهضت و انقلاب اسلامی پایان یافت. فردای آن روز یعنی 17 شهریور روز تقابل خون و شمشیر بود. وقتی استاد از بیمارستان پارس به دلیل ضربات سنگین دیروز مرخص و به منزل رسیده بود، منزل او در محاصره قرار داشت مأموران ساواک وی را دستگیر نمودند و در اولین ساعات حکومت نظامی آیت الله مفتح راهی زندان کمیته شد و بیش از دو ماه در زندان بود با اوجگیری انقلاب اسلامی و افشاگریهای مردم به همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان آزاد گشت. فعالیتهای گسترده ایشان در این زمینه همچنان ادامه داشت. با تشکیل شورای انقلاب توسط حضرت امام خمینی و عضویت شهید مفتح در آن شورا، ستاد استقبال از حضرت امام خمینی و مسئولیت سنگین مدیریت آن ستاد و دیگر فعالیتهای شبانه روزی و نهایتاً پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57; پس از آن تشکیل کمیتههای انقلاب اسلامی و.... آن شهید بزرگوار نقش فعال خود را در تداوم انقلاب اسلامی به عنوان بازوی قدرتمند امام خمینی ایفا کرد.
رسیدگی به شکایات و نیازهای مردم از جمله کارهای ایشان بود. در روزهای اول پیروزی با بکارگیری نیروهای توانمند انقلاب و اندیشمند در کمیته انقلاب اسلامی روزانه بین 700ـ300 پرونده شکایت را بدون ارجاع به دادگستری رسیدگی و حل و فصل نمودند.
با وجود مسئولیتهای سنگین از عضویت شورای انقلاب تا سرپرستی کمیته و ریاست دانشکده و دیگر فعالیتهای سنگین و حجیم از اقامه نماز در مسجد قبا غفلت نورزید. سنگر مسجد را همچنان حفظ نمود. زیرا همواره میفرمود خاستگاه انقلاب اسلامی همچون خود اسلام، مسجد است، باید آن را حفظ کرد و جوانان عزیز را به این سنگر جذب نمود. آن شهید عالی مقام توجه و رونق مسجد و حضور پرشور مردم در آن را به عنوان یک اصل تلقی کرده و همواره به آن اهتمام میورزید.
-وحدت حوزه و دانشگاه
یکی از مهمترین آرمانهای انقلاب اسلامی که حضرت امام خمینی (ره) به آن تأکید فراوان داشتند و مقام معظم رهبری نیز همچنان آن را یکی از اصولیترین اهداف انقلاب میدانند،وحدت حوزه و دانشگاه است.
استاد شهید آیت الله دکتر محمد مفتح از دهه 1340 به این مهم همت گماشت. در زندگی ایشان، تلاش در این راه به عنوان یک خط روشن و برجسته به خوبی دیده میشود. آن شهید بزرگوار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مصاحبهای در این رابطه با سیمای جمهوری اسلامی انجام دادند.
شهید مفتح در اولین سالگرد شهادت دوست همفکرش مرحوم آیت الله حاج سید مصطفی خمینی، فرزند رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) در روز اوّل آبان 1358 اوّلین کنگره وحدت حوزه و دانشگاه را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی برگزار کردند و نهایتاً در 27 آذرماه 58 با شهادت این فرزند بزرگ و مدرس حوزه و استاد عالیقدر دانشگاه در صحن دانشگاه میثاق وحدت بین این دو قشر برای همیشه تاریخ بسته شد.
-شهادت در مسیر وحدت حوزه و دانشگاه
ساعت 9 صبح روز سهشنبه 27 آذر 1358 در حیاط دانشکده الهیات دانشگاه تهران چند گلوله شلیک شد. نتیجه این حادثه زخمی شدن دکتر محمد مفتح، رئیس و استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی بود. او را به بیمارستان رساندند اما معالجات مؤثر واقع نشد و حدود ساعت 2 بعدازظهر همان روز دکتر به شهادت رسید. ضاربین او دستگیر شدند. آنها اعضایی از گروه فرقان بودند که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شده و خط ترور روحانیون را در پیش گرفته بودند. این گروه ضد روحانی در شرایطی اقدام به ترور شهید مطهری و شهید مفتح کرد که روحانیت از جایگاه رفیعی درمیان مردم برخوردار بود. انقلاب، مردم بهدنبال شعارهای مذهبی و به تبع آن بهدنبال کسانی بودند که دروس مذهبی را خوانده بودند.



